قضیه از اونجا شروع شد که دوستم برای یک اثبات کنید راهنمایی خواست .
من تو ضیح دادم اما مدونید که اثبات های هندسه رو با یه توضیح نمیفهمی.
برای همین من رفتم ای تخته و کل جواب رو به حساب اینکه دارم صورت سوال رو توضیح میدم گفتم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آخه مراقبون معلم ادبیات بود.
اون بنده خدا چه میدونست ما چی میگیم؟
خلاصه بعدشدیگه از فکر کردن خسته شدم و یه سوال که تشویقی بود رو از جلوییم گرفتم. البته کل
برگشو گرفت و ضمن چک کردن همه ی جواب ها جواب اون سوال هم نوشتم.![]()
بعدش کناریم هم که دیگه از حال رفته بود برگهی منو گرفت.
اینطوری شد که کل کلاس به هم ریخت.
حالا می خوام برگه هامو بدم یداشون نمیکنم![]()
![]()
![]()
باصد ترفند مختلف برگه هامو از اینور اون ور جمع کردم و تحیل معلم هندسه مون که این اخرا خودش
اومده بود دادم.
این بزرگترین تقلب من تو سال ۹۰ بود.![]()
اما بچه شما با تقلب موافقین یا مخالف؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتما با دلیل جواب بدین.
برچسب: تقلب,تقلب شاهکار بینش پژوه,تقلب در انتخابات 88,تقلب در بازی hay day,تقلب المزاج,تقلب در بازی پوکمون گو,تقلب در پوکمون گو,تقلب المزاج مرض نفسي,تقلب بالهای تاریک,تقلب المزاج عند النساء,
نویسنده: نگار حکیمی